تبليغاتX
SheroBer

آدما مثل كتابن از روي بعضي ها بايد مشق نوشت

از روي بعضي ها بايد جريمه نوشت

بعضي ها رو بايد چندبار خوند تا معنيشونو بفهميم

و بعضي ها رو بايد نخونده دور انداخت

 

+ نوشته شده در سه شنبه 23 آبان1385ساعت 1:37 توسط hamid |

نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد ،

نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت ،

ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد ،

گلویم سوتکی باشد بدست کودکی گستاخ و بازیگوش

و او یکریز و پی در پی دم خویش را بر گلویم سخت

بفشارد و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد ،

بدین سان بشکند در من سکوت مرگبارم را...

+ نوشته شده در سه شنبه 23 آبان1385ساعت 1:21 توسط hamid |

 

زندگی فقط نفس کشيدن نيست ، عمل کردنه .

 

انسان واقعا خوشحال، کسی است که زمانی که از جاده منحرف شده است، حداقل از منظره لذت می برد .

 

هر آنچه که محبوب است, همیشه درست نیست و هر آنچه که درست است همیشه محبوب نیست .

 

تجربه شانه ایست که طبیعت وقتی ما کچل میشویم, به ما میدهد.

 

وقتی در زندگی خودت را در گودالی یافتی , اولین کاری که میکنی دست کشیدن از کندن باشد .

 

+ نوشته شده در سه شنبه 23 آبان1385ساعت 1:15 توسط hamid |

رویا

 

با امیدی گرم و شادی بخش

با نگاهی مست و رویایی

دخترک افسانه می خواند

نیمه شب در کنج تنهایی:

بیگمان روزی ز راهی دور

می رسد شهزاده ای مغرور

می خورد بر سنگفرش کوچه های شهر

ضربه سم ستور پاد پیمایش


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 23 آبان1385ساعت 1:1 توسط hamid |

شوهر: سلام،من Log in کردم.
زن: لباسی رو که صبح بهت گفتم خریدی؟
شوهر:  Bad command or File name
زن: ولی من صبح بهت تاکید کرده بودم!
شوهر:  Syntax Error, Abort, Retry, Cancel
زن: خوب حقوقتو چیکار کردی؟
شوهر: File in Use, Read only, Try after some Time


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 23 آبان1385ساعت 0:59 توسط hamid |

کوچه

 

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم
در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید
 یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و درآن خلوت دلخواسته گشتیم
 ساعتی بر لب آن جوی نشستیم

ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 21 آبان1385ساعت 1:2 توسط hamid |

Eternal the kiss I breath
Siphon your blood to me
Feel my wounds of your god
Forever rape mortality
I smell of death
I reek of hate
I will live forever

 

جاودانه باد بوسه ای که تنفس میکنم

خونت را به من بده

حس کن زخمم را که خدایت بر من گذاشته

تا ابد تجاوز می کنم به مرگ و میر

مرگ را استشمام می کنم

نفرت را چون بخاری از دهانم بیرون می دهم

تا ابد زندگی خواهم کرد .

+ نوشته شده در یکشنبه 21 آبان1385ساعت 0:42 توسط hamid |

ضرب المثل

آب که گل آلود شد، ماهی ها فرار کردند؛ همه آن ضرب المثل را شنیده بودند.

جوانی
کلاغ جوان، طاووس را هم قبول ندارد.

علامت الحمق

حماقت چیزی است که همه آن را در یک آدم تشخیص می دهند، جز خود او.

نوبت
درختی را در باغ اره می کنند، درختهای دیگر چنان ساکتند که انگار نوبت گرفته اند.

خواجگی
معمولا خروس و گاو و خر را خته می کنند؛ خروس را برای جنگی شدن، گاو را برای پروار شدن و خر را برای بار بیشتر بردن، شگفتا از طبیعت آدمی.

سال بد
من به ساعت اعتقاد ندارم، همین که بدانم در چه سالهایی زندگی می کنم برای هفت پشتم کافی است.

+ نوشته شده در یکشنبه 21 آبان1385ساعت 0:23 توسط hamid |

 

از نفرتی لبریز

 

ما نوشتیم و گریستیم

ما خنده کنان به رقص بر خاستیم

ما نعره زنان از سر جان گذشتیم

کسی را پروای ما نبود

در دور دست مردی را به دار آویختند

کسی به تماشا سر بر نداشت

ما نشستیم و گریستیم

ما با فریادی

از قالب خود بر آمدیم .

+ نوشته شده در جمعه 19 آبان1385ساعت 2:3 توسط hamid |

 

نخستین انسانی که به جای پرتاب سنگ، فحش داد، آغازگر تمدن بشری بوده است.

"Sigmund  Freud  "

 

هیچ کس نمی تواند بدون داشتن دوست خوشحال باشد و هیچ کس نمی تواند

از اینکه دوستی دارد مطمئن شود، مگر در هنگام ناراحتی.

"  Thomas Fuller"

 

اگر کودکی مان را روی زمین نگذرانده بودیم، هرگز نمی توانستیم زمین را دوست بداریم.

"George Eliot "

 

جوانان فکر می کنند که پیران نادانند. ولی پیران می دانند که جوانان نادانند.

"  Truman Capote"

 

+ نوشته شده در جمعه 19 آبان1385ساعت 1:39 توسط hamid |

 

ما همه مان تنهاييم ٬

نبايد گول خورد زندگي يك جور زندان است ٬

زندان هاي گوناگون .

ولي بعضي ها به ديوار زندان صورت مي كشند

و با آن خودشان را سرگرم مي كنند .
بعضي ها مي خواهند فرار بكنند ٬

دستشان را بيهوده زخم مي كنند

و بعضي ها هم ماتم مي گيرند .

ولي اصل كار اين است كه بايد خودمان را گول بزنيم .

هميشه بايد خودمان را گول بزنيم .
ولي وقتي مي آيد كه آدم از گول زدن هم خسته مي شود .

 

+ نوشته شده در سه شنبه 16 آبان1385ساعت 23:52 توسط hamid |

روزی 30 بار به دستشویی نیاز پیدا میکنی

ای کاش 1 دهم این عددم به من احتیاج داشتی .

+ نوشته شده در یکشنبه 14 آبان1385ساعت 1:32 توسط hamid |

, we are dreaming of tomorrow and tomorrow isn't coming

 , we are dreaming of glory thet we , don't really want

, we are dreaming of a new day when the new day's here already

, we are runnig from the battle when it's one that must be fought

. and still we sleep

 

ما در رویای فرارسیدن فرداییم و فردا نمی آید ،

ما در رویای شکوه و افتخاری غوطه وریم که خود ، نمی خواهیمش ،

خواب روزی  نو را می بینیم ، غافل از اینکه همین امروز است آن ،

ما روبگردان از رزمیم آن دم که باید در آن قدم بگذاریم ،

و ما همچنان در خوابیم .

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه 14 آبان1385ساعت 1:11 توسط hamid |

از بهار پرسيدم عشق يعني چه؟

گفت تازه شكفته ام هنوز نميدانم  

 

از تابستان پرسيدم عشق يعني چه؟

گفت درگرماي وجودش غرقم نميدانم

 

از پاييز پرسيدم عشق يعني چه؟

گفت در هزار رنگ آن باخته ام نميدانم

 

از زمستان پرسيدم عشق يعني چه؟

گفت سرد است و بي رنگ .

+ نوشته شده در شنبه 13 آبان1385ساعت 23:10 توسط hamid |

 

درخت را به نام برگ

بهار را به نام گل

ستاره را به نام نور

کوه را به نام سنگ

دل شکسته را به نام عشق

عشق را به نام درد

مرا به نام کوچکم صدا بزن ...!

 

+ نوشته شده در شنبه 13 آبان1385ساعت 1:29 توسط hamid |

 

آدمها اغلب نا معقول و غيرمنطقى و خود خواهند به هر حال آنها را ببخش
اگر مهربانى كنى شايد تو را متهم به داشتن اهداف پنهانى و سود شخصى كنند به هر حال
مهربان باش
اگر موفق شوى و در كارهايت از ديگران پيشى گيرى دشمنان سختى خواهى داشت به هر حال
موفق باش
اگر درستكار و راستگو باشى ممكن است سرت كلاه برود به هر حال درستكار و
راستگو باش
آنچه را سالها زحمت كشيدى و ساختى ممكن است ديگران به ناگهان از بين ببرند به هر حال
سازنده باش
اگر به ديگران آموختى ممكن است قدردانت نباشند به هر حال
آموزنده باش
اگر به آرامش و شادى دست يافتي ممكن است به تو حسادت كنند به هر حال آرام و
شاد باش
اگر به ديگران نيكى كنى ممكن است فردا همه را فراموش كنند به هر حال
نيكو كار باش
اگر جانت را در راه آرمانت فدا كنى ممكن است كافى نباشد به هر حال
فداكار باش

 

براى اينكه آسوده باشى بدان كه همه چيز بين تو و خداست پس به همين فكر كن و آسوده باش .

 

 

+ نوشته شده در شنبه 13 آبان1385ساعت 0:32 توسط hamid |

 

یکی خودش رو با فرهنگ و آداب میدونه ، اما مسخره کردن دیگران از کارهای روزمره اونه !

یکی عاشق بارونه ، ولی وقتی بارون میاد ، گوشهاشو می گیره تا صدای بارونو نشنوه !

یکی ادعا داره خیلی باهوشه ، اما توی خواب خرگوشه !

یکی ادعا می کنه صورت زیبایی داره ، ولی خبر نداره سیرت زشتش رسواش کرده !

یکی ادعا می کنه آدم منطقی هست ، اما حرفت به دوتا نرسیده از کوره در میره !

یکی ادعا داره آدم صادقی هست ، ولی دروغهاش روی چوپان دروغگو رو سیاه کرده !

یکی ادعا داره از همه بهتر میفهمه ، ولی وقتی نگاش می کنی  یک جفت گوش مخملی میبینی !!

یکی ادعا داره مهربونتر از اون پیدا نمیشه ، اما کسی تا حالا نتونسته از حرفهاش ناراحت نشه !!

یکی دوست داره آزاد باشه ، ولی تختش رو بین دو دیوار محصور میکنه و فقط از یک طرف آزاده !!!

یکی میگه عاشق طلوع آفتابه ، اما تا لنگ ظهر خوابه !!

یکی ادعای عاشق بودن میکنه ، ولی جون عشقش رو به لب میرسونه !!!

+ نوشته شده در شنبه 13 آبان1385ساعت 0:3 توسط hamid |

مردي از چوب به زني از طلا مي ارزد .

زن بدون مرد باغ بدون ديوار است .

دختران كه همه خوبند پس زنان بد از كجا مي آيند .

مرد براي كار از خانه بيرون مي رود و زن براي اينكه او را تما شا كنند .

زن را از ده بگير نه از خيابان .

+ نوشته شده در جمعه 12 آبان1385ساعت 23:48 توسط hamid |