تبليغاتX
SheroBer

زهر شیرین

 

ترا من زهر شیرین خوانم ای عشق

که نامی خوشتر از اینت ندانم
وگر هر لحظه رنگی تازه گیری
 
به غیر از زهر شیرینت نخوانم
تو زهری زهر گرم سینه سوزی
تو شیرینی که شور هستی از تست
شراب جام خورشیدی که جان را
نشاط از تو غم از تو مستی از تست
به آسانی مرا از من ربودی
درون کوره غم آزمودی
دلت آخر به سرگردانیم سوخت
 
نگاهم را به زیبایی گشودی
بسی گفتند دل از عشق برگیر
که نیرنگ است و افسون است و جادوست
ولی ما دل به او بستیم و دیدیم
که او زهر است اما نوشداروست
 
چه غم دارم که این زهر تب آلود
 
تنم را در جدایی می گدازد
از آن شادم که هنگام درد
غمی شیرین دلم را می نوازد
اگر مرگم به نامردی نگیرد
مرا مهر تو در دل جاودانی است
وگر عمرم به ناکامی سراید
ترا دارم که مرگم زندگانی است

+ نوشته شده در دوشنبه 14 مرداد1387ساعت 8:4 توسط hamid |

 
کوچکی گناه را ننگر بلکه آن را بنگر که از چه کسی نافرمانی میکنی .
 
+ نوشته شده در چهارشنبه 9 مرداد1387ساعت 0:54 توسط hamid |