خانه ای ساخته ایم سایبانش همه عشق زیر پافرش غرور و حصارش همه تکرار صفا ما در این جمع لطیف لطف دیدار تو را می طلبیم
------------------------
من خدا را دارم کوله بارم بر دوش سفری می باید سفری بی همراه گم شدن تا ته تنهایی محض سازکم با من گفت: هر کجا لرزیدی ، از سفر ترسیدی تو بگو از ته دل: من خدا را دارم من و سازم چندی است که فقط با اوییم . . .
------------
باران باش و ببار نپرس پياله هاي خالي از آن کيست . . .
----------------
روی این خاک تیره برخی، لشکر جنگاوران را بهترین میدانند برخی دیگر صف سربازان پیاده را و باقی دریایی از کشتیهای جنگی روانه را من اما میگویم هیچ چیز زیباتر و با شکوهتر نیست از نگاه آن که دوستش میداری.